تدبیری نیست!
تدبیری نیست! تو بمان...
مردی با موی بلند و لباس بنفش در اتاقی با حالت ناراحت و عصبی حرف میزند؛ متنها میگویند تدبیری نیست و شرح قصهی خویش.
منبع: @koalowam در ایکس
گیفهای مشابه

چرکامون رفت مشتی

این رفتار سردت باعث شد توی گرمای تابستون سردم بشه

حالم خوب نیست،پاشو باهام کوبیده درست کن.

باشه داداش فهمیدیم بلدی دل بشکنی

غمگینم مثل فست فودیی که زنش مرده اما مجبوره بندری بزنه

Seek tear

گر بمیرد پسری از قبر او روید گلی

پدرم ساقی نبود

غمبرگر

سخت دلم گرفته از چرخش چرخ روزگار

فقر

عُمر ما را مهلت...