گرگ لبخندی زد و گفت:
گرگ لبخندی زد و گفت: رقیب ببینم، نمیجنگم آهویی که به سگ چشمک بزند حقش آن است خوراک همان سگ بشود
سگ شیبا با نگاهی جدی به دوربین نگاه میکند و متن شعرگونهای دربارهی گرگ، آهو و سگ دارد.
منبع: @v_javad_v در ایکس
گیفهای مشابه

چند نفر در یک خانه؛ زنی با دستهای روی هم ایستاده و متنها میگویند…

گاهی باید پردازش نکرد و رد شد

یه شیر خودش رو نگرانِ

عقل بشریت همانند این بستنی رو به پایان است

فشار = نیرو / سطح

گر بمیرد پسری از قبر او روید گلی

سخت دلم گرفته از چرخش چرخ روزگار

جیرجیرک که دهد صدای طوطی

یه شیر خودش رو نگرانِ

عُمر ما را مهلت...

تو دنیای مستطیل ها من یه مربعم که هیچکس متوجه عرض بنده نمیشه