عقل بشریت همانند این بستنی رو به پایان است
گربهای سفید زبان بیرون آورده و بستنی میلیسد و متن میگوید عقل بشریت مانند این بستنی رو به پایان است
منبع: @mysn000 در ایکس
گیفهای مشابه

چند نفر در یک خانه؛ زنی با دستهای روی هم ایستاده و متنها میگویند…

گاهی باید پردازش نکرد و رد شد

گرگ لبخندی زد و گفت:

یه شیر خودش رو نگرانِ

فشار = نیرو / سطح

گر بمیرد پسری از قبر او روید گلی

سخت دلم گرفته از چرخش چرخ روزگار

جیرجیرک که دهد صدای طوطی

یه شیر خودش رو نگرانِ

عُمر ما را مهلت...

تو دنیای مستطیل ها من یه مربعم که هیچکس متوجه عرض بنده نمیشه